| X Close | ||
به نام خدا
نارنینا!
ای زیباترین نوای هستی !
ای عاشقانه ترین می مستی....
در میان حصار غربت، یاد تو خلوت لحظه هایم شده.
نیلوفر های نگاهت در چهار چوب قاب چشمانم پیچیده
و زمزمه یخاطراتت را عطر نفسهایم ساخته
و رویای دیدار تو سیمرغ افکارم رادر آسمان خیالت به پرواز در آورده
تا شاید روزی در میان مژگانت لانه کند .
آری از میان هزاران نیاز بی غرض حس خواستنت
در گلویم بغض کرده
پس بگذار عاشقانه خواستنت را فریاد زنم تا فریادم در کمر کش کوهاو وسعت دره ها طنین انداز شودو حس ظریف پروانه ها و لطافت گلها را با خود همصدا کنم
تا شاید سوز خواستنم گوش سنگین زمان را به درد آورد
و تا ابد با حسی جاودانه سرود خواستنت را فریاد زند
عباس امیریان

°°°°°°°°°°°°|/
°°°°°°°°°°°°|_/
°°°°°°°°°°°°|__/
°°°°°°°°°°°°|___/
°°°°°°°°°°°°|____/°
°°°°°°°°°°°°|_____/°
°°°°°°°°°°°°|______/°
°°°°°°______|_______________
~~~~/____________________~~~~
,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~* ¯´¨ ¨`*•~-.¸.....
احمد کایا خواننده مشهور وسیاسی ترکیه که بهنظر من یکی از بهترین ها در موسیقی ترکیه است یه کوچلو دربارش در صفحات اضافه هست عکسشم هست هر کی از کاراش خواست پیام بذاره اپلود میکنم براش می ذارم


بدون عشق هرگز
اي سرو اندم من . ارام رو .. ارام رو بر اين راه كه تو را از من و مرا از تو دور مي سازد اهسته گام نه ... اهسته تر شتاب مكناي زندگي من . مگريز ارام رو بگذار ديدگانم تا انجا مي توانند ترا ببينند . شايد از وراي پرده اشك تصويري از اندامت بر مردمك چشمم بنشيند و هميشه بماند .. تا ياد تو بر دلم نمايان تر نقش بندد .. ارام رو . اهستهگام بردار تو بر راه گام مي نهي ولي پاهاي زيبايت بر وجود من ؛هستي من ؛روح و جان من گام مينهند ... ارام رو
اه از ان روزها ؛روزهايي كه گويي در وراي اعصار نشسته اند ... روزهايي كه گويي در وراي اعصار و قرون نشسته اند ... روزهاي كه شادي ؛ شوق ها ونشاط ها به همراه اوردند و با خود بردند و جز يادي از ن شيريني ها باقي نماند ... شيريني هايي كه در ياد مندند و اينك تلخكامم مي كنند ... اه اي فراموشي ؛ اي بزرگترين نعمت هاي جهان كجا هستي ؟كجا هستي تا مرا در بر گيري بسان مادري كه كودك ترسيده اش را در بر مي گيرد و پناهش مي دهد بيا و مرا پناه ده ... پناهم ده ...

اشک حسرت من یادگار محبت توست
ای کاش امتداد لحظه ها تکرار همیشه با تو بودن بود

دوست دارم تو سخن گویی و من گوش کنم غم دل را به کلام تو فراموش کنم سینه بشکافم و قلبم به تو تقدیم کنم تا تو بدانی که فقط جای تو در قلب من است 

حرفهایی از دل
من و زندگی خیلی باهم جنگیدیم یکی من گفتم یکی اون اجرا کرد در هر صورت زندگی به روال من نبود ولی عشق َعشق چیز خطر ناکیه اگه نشناسیش و چیز رویایه اگه درکش کنی هر چند من معتقدم هیچ وقت دو عاشق به هم نمی رسند به نظر من دو عاشق مثل دو خط موازی یا سیمهای تیر های برق هستند که باهم هستند در یک مسیر هستند ولی هیچ وقت .... ولی عشق هر چند غریب و عاقبت خوبی نداشته ولی زندگی با عشق حتی یک ساعت هم ارزش داره باور ندارید امتحان کنید ولی صادق باشید عشق و صداقت باهم زندگی ارمانی را به ارمغان می اورند

يه تجربه
دوست داشتن و عشق و.... براي خيلي ها فقط يه كلمه واسه هدفهاشونه فقط يه سرگرمي يا واسه به دست اوردن بعضي منافع اخه چرا ما بايد انقدر حقير باشيم كه براي سرگرمي تو يه سنت مقدس به قول خودمون افتابه برداريم زندگي ارزش زيادي داره كه ما قدر اونو نمي دونيم درسته همه ما با هميم و هر كدام نياز به يه همسفر مطمين اون هم از نوع صادق اش واي ز اوتن روزي به چنگ يه همسفري بيفتي كه يه مظهر تقليد باشه راستس من تجربه اين افراد مقلد و داشتم راستشو بخواين خيلي خوشم مي ياد از اون عشقاي با صداقت ولي حالم از اون بازي هاي به قول خودشون ليلي مجنوني كه يه زره هم بويي از عشق نبرده فقط پشت اين كلمه مقدس استتار كرده اند و دنبال يه فرست هستند تا هدف شوم خودشونو به اجرا در اورند درسته بايد در زندگي كرد از نعمات اسفاده كرد خوش گذروند ولي نه قيمت ناخشويي ديگران
زندگي صحنه يكتاي هنر مندي ماست
هر كسي نغمه خود خواند از صحنه رود
خرم ان نغمه كه مردم بسپارند به ياد

امروز حرفای زیادی دارم ولی یه چیزی که بیشتر زهنمو به خودش مشغول کرده مسیله سرنوشته راستشو بخواین دوستم یه دوست دختر داشت کهقبلا حتی ادم فکرشو نمی کرد که اینا با هم مشکل داشته باشند چه برسه به جدایی اره جدایی اخه چند روز پیش به خاطر مسایلی باهم جدا شدند وقتی از دوستم پرسیدم گفت سرنوشته دیگه هر کی یه سرنوشتی داره یکی می رسه یکی نمی رسه ولی به نظر من اعتقاد به سرنوشت یه ضعفه به نظر من همه چی در دست خودمونه زندگی سرنوشت و ....
مثلا اگه کمی گذشت بود این دو نیز به هم می رسیدن ولی به خاطر برخی منفعیات و برخی صلاحدید ها باید جدایی باشه راستشو بخواین از اون روز به بعد بد جوری حالم گرفته من خلاصه نظرمو گفتم نظر شما چیه

براي تبادل لينك كد زير را در بين تگهاي بادي كنا دوستان يا لوگوي دوستان قرار داده و براي من پيام بگذاريد تا من شما را با هر تصوير دلخواه شما در وبلاگ قرار دهم بدون دنگ و فنگ
<a href="http://www.200.pib.ir/"><img border="0" src="http://www.aftablog.com/uploads/a/agayeb2006/18813.gif" width="200" height="100" title="عاشقانه..."></a>

یه بازی فلش که واقعا حال می ده فقط کمی صبر داشته باشین و نقه رو از مسیر زرد به سمت شی قرمز هدایت کنیدبرای بازی بر لینک زیر کلیک کنید


من ديگه خسته شدم بس كه چشمام بارونيه
پس دلم تا کی فضای غصه رو مهمونیه
من ديگه بسه برام تحمل اين همه غم
بسه جنگ بي ثمر براي هر زياد و كم
وقتي فايده اي نداره . غصه خوردن واسه چي
واسه عشقای تو خالی ساده مردن واسه چی
نميخوام چوب حراجي رو به قلبم بزنم
نميخوام گناه بي عشقي بيفته گردنم
نميخوام دربه در پيچ و خم اين جاده شم
واسه آتيش همه يه هيزم آماده شم
يا يه موجود كم و خالي پرافاده شم
وايسا دنيا ، وايسا دنيا من ميخوام پياده شم
همه حرف خوب ميزنند اما كي خوبه اين وسط
بد و خوبش به شما ما كه رسيديم ته خط
قربونت برم خدااا چقدر غريبي رو زمين
آره دنيا ما نخواستيم دل با خودت ندییيم
نميخوام دربه در پيچ و خم اين جاده شم
واسه آتيش همه يه هيزم آماده شم
يا يه موجود كم و خالي پرافاده شم
وايسا دنيا ، وايسا دنيا من ميخوام پياده شم
اين همه چرخيدي و چرخوندي آخرش چي شد
اون بلیت شانس داره بگو قسمت كي شد
همه درويش همه عارف جاي عاشق پس كجاست
این همه طلسم و ورد جای خوش دعا کجاست
نميخوام دربه در پيچ و خم اين جاده شم
واسه آتيش همه يه هيزم آماده شم
يا يه موجود كم و خالي پرافاده شم
وايسا دنيا،وايسا دنيا من ميخوام پياده شم

بی تو ، مهتاب شبی باز از آن كوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه كه بودم !
در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید
یادم آید كه شبی با هم از آن كوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
یادم آید : تو بمن گفتی :
ازین عشق حذر كن !
لحظه ای چند بر این آب نظر كن
آب ، آئینة عشق گذران است
تو كه امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا ، كه دلت با دگران است
تا فراموش كنی ، چندی ازین شهر سفر كن !
با تو گفتنم :
حذر از عشق ؟
ندانم
سفر از پیش تو ؟
هرگز نتوانم
روز اول كه دل من به تمنای تو پَر زد
چون كبوتر لب بام تو نشستم
تو بمن سنگ زدی ، من نه رمیدم ، نه گسستم
باز گفتم كه : تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو درافتم ، همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هرگز نتوانم ، نتوانم … !
اشكی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب نالة تلخی زد و بگریخت !
اشك در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید
یادم آید كه دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه كشیدم
نگسستم ، نرمیدم
رفت در ظلمت غم ، آن شب و شبهای دگر هم
نه گرفتی دگر از عاشق آزده خبر هم
نه كنی دیگر از آن كوچه گذر هم !
بی تو ، اما به چه حالی من از آن كوچه گذشتم

خانه دوست کجاست؟ در فلق بود که پرسید سوار
آسمان مکثی کرد
رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شنها بخشید
و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت:
"نرسیده به درخت
کوچه باغی است که از باغ خدا سبز تر است
و در آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبی است
می روی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ، سر به در می آرد
پس به سمت گل تنهایی می پیچی
دو قدم مانده به گل
پای فواره جاوید اساطیر زمان می مانی
و تو را ترسی شفاف فرا می گیرد
در صمیمیت سیال فضا، خش خشی می شنوی
کودکی می بینی
رفته از کاج بلندی بالا، جوجه بردارد از لانه نور
و از او می پرسی خانه دوست کجاست؟

چقدر سخته تو چشمای كسی كه تمام عشقت رو دزدید و به جاش یه زخم همیشگی رو به قلبت هدیه داد زل بزنی وبه جای اینكه لبریز كینه ونفرت بشی ،حس كنی كه هنوزم دوسش داری!چقدر سخته دلت بخواد سرتو باز به دیواری تكیه بدی كه یه بار زیر آوار غرورش، همه ی وجودت له شده!چقدر سخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی ولی وقتی دیدیش ،هیچ چیزی جز سلام نتونی بگی!چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشك گونه هاتو خیس كنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه كه هنوزم دوسش داری !چقدر سخته گل آرزو هاتو،تو باغ دیگه ای ببینی وهزار بار تو خودت بشكنی و اونوقت با خودت زیر لب بگی :گل من باغچه ی نو مبارك

بنام تنها پناه اشفتگان دیار عشق
اول نامه جای دلتنگ چند نقطه چین می گذارم
جای اسم قشنگت سر سطر
نازنین, نازنین می گذارم ...
گفتن از توولی کار من نیست
پس قلم را زمین می گذارم
![]()
نازنینم بر گل به اشتیاق تو شبنم گذاشتند ,در کوچه های عاشق دل غم گذاشتند
تو مثل یاس پاک و سپید و مقدسی نام مرا به عشق تو سایبان گذاشتند
نازنین دل من ؛ناز غزلهای سپید ؛دیر گاهیست نگاهت به جان من دلخسته شرر افکنده است . نازنینم ؛
ناز ابریشمی چشم تو را ماه نبیند هرگز ؛مزگان تو را خواب نبیند هرگز ؛نازنین دل من ؛امیدم ؛ای هستی من ؛دیر گاهیست
سکوتت غمی می بخشد به بلندای دماوند سپید و به سنگینی یک برف زمستانی سرخ ؛
نازنین دل من حرف بزن مشتاقم ....
خدا حافظ همین حالا همین حالا که من تنهام خدا حافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام خدا حافظ کمی غمگین
به یاد او نهفته تردید به یاد اسمونی که منو از چشم تو می دید اگه گفتم خداحافظ
نه اینکهرفتنت ساده است نه اینکه میشه باور کرد دوباره اخر جاده است خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رویاها؛
بدونی با تو بی و همینه رسم این دنیا .....
![]()

عاشقانه همراه من قام بردار Walk with me in love
به من از ان بگو Talk to me
که توان گفتنش به دیگری را نداری About what you canot say to others
با من بخند Laugh with me
حتی انگاه ه احساس حماقت می کنی Eve when you feel silly
با من گریه کن Cry with me
انگاهکه در اوج پریشانی هستی When you are most upset
تمام زیبایی های زندگی را Share with me
با من شریک باش All beautiful things in lif
و در کنارمن باش Fight with me
با تمام زشتی های زندگی ستیز کن Against the gly things in life
با من Create with me
رویاهایی را بیافرین تا به دنبال انها رویم Dearms the follow

I miss you
دلتنگ توئم
You are there
تو انجایی
And I am here
و من اینجا
Thinking about how muchI love you
در این فکر که تا چه حد دوستت دارم
Thinking about how much I respect you
در این فکر تا چه حد برایم با ارزشی
Thinking about howe much I miss you
در این کر که تا چه حد دلتنگ توئم
You are there And I am here
تو انجایی و من این جا
Thinking about how much I cannot wait Until we are together
agin
در این فکر که تا چه حد در اشتیاق بار دیگر در کنار تو بودنم
I love you
دوستت دارم

